• ۱۴۰۱/۰۲/۲۰ ۰۷:۱۸:۳۱

    به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، محمدرضا بهرامن با انتشار مطلبی با عنوان " آینده صنایع معدنی پس از بحران اوکراین " در دنیای اقتصاد اعلام کرد: جنگ جهانی دوم که در پی سلسله مناقشات سیاسی بین کشورهای اروپایی در سال ۱۹۳۹ میلادی آغاز شد در دو مرحله بر شروع صنعتی‌ سازی ایران اثر گذاشت و موجب کندی و اخلال در مناسبات تجاری بین‌المللی و در نهایت توقف پروژه صنعتی‌‌‌ در ایران شد. مرحله اول این اثرگذاری از آغاز جنگ جهانی تا اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و مرحله دوم پس از اشغال ایران توسط نیروهای متفقین را دربر می‌گیرد. در آن زمان نیاز ایران به صنایع و متخصصان آلمانی به‌منظور تاسیس، تجهیز، تعمیر و نگهداری صنایع نوپا موجب وابستگی صنعتی شد. قطع ارتباط ایران با آلمان در نتیجه محاصره دریایی این کشور توسط انگلستان، صنایع ایران را که به متخصصان آلمانی وابسته شده بود، دچار بحران کرد. در ادامه نیز اشغال ایران توسط متفقین موجب شد تا صنایع داخلی در نتیجه سیاست‌‌‌‌های جنگی متفقین به تعطیلی کشیده شوند و تحت‌الشعاع سیاست‌‌‌‌های نظامی آنان درآیند. در آن مقاطع تلاش برای پیدا کردن راه‌های جدید به‌منظور حمل‌ و نقل نیازها و ملزومات صنعتی و جنگی به ایران از همان روزهای آغازین جنگ‌جهانی در اندیشه دولتمردان ایران وجود داشت. امروز با توجه به حوادث پیش‌آمده در کشورهای همسایه شمالی و شرقی و حتی غربی قطعا، بهره‌‌‌گیری از تجارب جنگ جهانی دوم و توسعه کریدور بین‌المللی شمال-جنوب اهمیت حیاتی دارد. ضمن اینکه ستون فقرات توسعه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و ایران را تشکیل خواهد داد. این کریدور کوتاه‌ترین مسیر از اروپا به کشورهای جنوب و جنوب‌شرق آسیا از طریق ایران و روسیه است و برای این کشورها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. موافقت‌نامه کریدور حمل‌ و نقل بین‌المللی شمال-جنوب که در شهریور سال ۷۹ در سن‌پترزبورگ به امضای وزرای حمل‌ و نقل سه کشور ایران، هند و روسیه رسید، ایجاد مسیر حمل‌ و نقل کالا از هند به کشورهای اروپای شمالی را پیش‌بینی کرد. این کریدور از مسیرهای مهم ترانزیتی است و ارتباط ترانزیتی کشورهای شمال اروپا و روسیه را از ایران و دریای خزر به کشورهای حوزه اقیانوس هند، خلیج‌فارس و جنوب آسیا برقرار می‌‌‌سازد. بنابراین عدم‌ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه و ناامن شدن مسیرهای دریایی، الزاما مزیت ظرفیت جایگزینی کریدور شمال-جنوب را به جای کانال سوئز افزایش داد. این مسیر ریلی از چین تا هند، از هند تا پاکستان و سپس داخل ایران تا استان گیلان (رشت) ادامه دارد و تنها خلأ آن برای اتصال به روسیه و فنلاند در شرق اروپا، قطعه رشت به آستارا به طول ۱۷۰کیلومتر است که هنوز ساخته نشده است. با توجه به حوادث پیش‌آمده طی ماه‌های اخیر در منطقه اروپا و روسیه، انتظار می‌رود تداوم تنش‌‌‌ها بین روسیه و اوکراین تاثیر قابل‌توجهی بر صنعت غذا و زنجیره تامین مواد اولیه معدنی برای صنایع معدنی و حتی انرژی داشته باشد. روابط روسیه و آمریکا در سال‌های اخیر با فراز و فرود بسیاری همراه بود و در این راستا مسائلی مانند حفظ و گسترش نفوذ در مناطق پیرامونی روسیه، ژئوپلیتیک خطوط انتقال انرژی، استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا و ناتو در شرق اروپا، مسئله هسته‌ای ایران و کره‌شمالی تاثیر فراوانی بر این روابط داشت. بنابراین بحران اوکراین و به روایتی اروپا را می‌توان نقطه عطفی در تحولات جدید روابط روسیه و آمریکا دانست که بیانگر اوج اختلافات و رقابت‌های ژئوپلیتیک دو طرف در آینده خواهد شد. با توجه به آنکه ماهیت بین‌المللی بحران جدید در اروپا و روسیه در آینده پیامدهای عمیقی بر روابط بین‌الملل در جهان خصوصا در اروپا و آسیا خواهد داشت در شرایط کنونی و در عصر جهانی‌شدن، اوضاع منطقه‌ای و جهانی در هم تنیده شده است. بلاشک بحران در یک منطقه، منافع بازیگران در سایر مناطق را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اوکراین که از زمان استقلال با بحران‌های متعددی مواجه بوده و نقطه اوج آن در سال ۲۰۱۴ و تقابل آمریکا و روسیه بود در رقابت روسیه و آمریکا بر سر تصاحب این کشور ریشه دارد که در انقلاب‌‌‌های نارنجی، آبی و بحران ۲۰۱۴ به منصه ظهور رسید. به‌طوری که وقوع بحران مذکور باعث تقویت روابط مسکو-تهران شد. اما در شرایطی که جهان با بحران تشدید جنگ بین روسیه و اوکراین و حمایت‌‌‌های اروپا و آمریکا از اوکراین مواجه است به‌یکباره و در بازه زمانی خیلی کوتاه افزایش غیرمترقبه قیمت کالاها خصوصا مواد غذایی و مواد معدنی که تامین‌کننده صنایع معدنی در اروپا و آسیا است ،رخ داد . با توجه به تغییرات و تحولات بازارهای ناشی از این تنش‌‌‌ها در منطقه اروپا و روسیه، پیش‌بینی می‌شود مواد معدنی به تامین‌کننده صنایع معدنی و انرژی در کشورهای اروپایی و ابزار مبارزه برای نظم نوین جهانی تبدیل شود. مدیر تحقیقات کلان جهانی در آکسفورد‌اکونومیکس در اوایل شروع جنگ اوکراین و روسیه پیش‌بینی کرده بود این حادثه می‌تواند اقتصاد جهانی را از ۴‌ به ۳.۸ درصد برساند. اما این مشروط به آن بود که جنگ، فرسایشی و طولانی نشود. اگر درگیری‌‌‌ها درآینده طولانی‌‌‌تر شود، تاثیرات آن بر اقتصاد جهانی فاجعه‌ بارتر خواهد شد. متاسفانه با توجه به شرایط پیش‌‌‌آمده، امروز جهان در آستانه یک بحران تمام‌عیار در زمینه انرژی است. در گزارش آژانس بین‌المللی انرژی با عنوان نقش مواد معدنی حیاتی در انتقال انرژی پاک اعلام شده، اجرای سریع فناوری‌‌‌های انرژی پاک احتمالا به کمبود در عرضه برخی فلزات غیرآهنی، خاکی کمیاب و گرانبها منجر شود و انتظار می‌رود در نتیجه افزایش قیمت‌ها، تولید انرژی‌‌‌های تجدیدپذیر رشد کند و خطر کمبود شدید مواد معدنی حیاتی از قبیل مس، کبالت، نیکل، لیتیوم، زغال‌سنگ، فلزات خاکی کمیاب و آلومینیوم در عرضه و در زنجیره تولید وجود داشته باشد. اوکراین و روسیه طی ۲۰سال اخیر، نیاز بسیاری از صنایع خصوصا نیاز غذایی و معدنی را تامین کرده‌‌‌اند. مسلما اوج‌‌‌گیری تحریم‌‌‌ها بر روسیه و ادامه جنگ در اوکراین اثرات قابل‌توجهی بر زنجیره تامین صنعت معدن‌کاری در جهان خواهد گذاشت. شرکت Nornickle روسیه با تولید ۱۷۸هزار تن نیکل در سال، اولین تولیدکننده نیکل دنیا و تامین‌کننده نیاز بسیاری از صنایع آلیاژی در جهان است. نیکل امروز یک محصول نجات‌دهنده خاموش خصوصا در صنایع فولاد لقب گرفته است. زیرا در انتقال جهانی به انرژی‌‌‌های پاک به‌عنوان یکی از فلزات کلیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در باتری‌‌‌های خودروهای برقی نیز نقش اساسی دارد و نزدیک به ۶۸‌ درصد نیکل تولید شده در جهان برای ساخت فولادهای ضدزنگ تامین می‌کند و به دنبال شروع جنگ اوکراین و تحریم‌‌‌های روسیه این فلز با این کاربرد اساسی بیش از ۷۰‌ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده و به بالاترین افزایش قیمت در ۱۱ سال اخیر رسیده است. روسیه، تولیدکننده پیشرو در فلزات گروه مس، نیکل، پلاتین و دیگر مواد معدنی است که برای ساختن آینده‌‌‌ای با کربن پایین بسیار مهم هستند. برنامه‌‌‌های موجود دنیا برای دور شدن از سوخت‌‌‌های فسیلی تا حد زیادی نیازمند استقرار منابع جدید تولید انرژی و تولید خودروهای برقی هستند. سناریوها و برنامه‌‌‌ هایی نیازمند فلزات خاص زیادی هستند که روسیه بخش زیادی از آنها را تولید می‌کند. بنابراین ناشی از تحریم‌‌‌های روسیه دسترسی به این محصولات معدنی در آینده با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد. به‌تبع جنگ اوکراین و اثرات اقتصادی بحران کرونا، قیمت‌ بالای فلزات (مواد معدنی فلزی) تاکنون از تورم سبقت گرفت. بخشی از دلایل افزایش این قیمت‌ها ناشی از محدودیت‌های عرضه مرتبط با همه گیری کرونا و رکود بازارهای کار و قطعا بخشی نیز تصمیم احتمالی روسیه مبتنی بر قطع عرضه انرژی به کشورهای اروپایی در پاسخ به تحریم‌‌‌های اروپا و آمریکا است و از آنجا که ۲۰ تا ۲۵‌ درصد هزینه‌‌‌های عملیات معدن‌کاری به انرژی وابسته و مرتبط است بطور حتم در آینده بسیار نزدیک قیمت‌های مواد معدنی خصوصا فلزی بسیار افزایش خواهد یافت. افزایش شدید قیمت انرژی و مواد خام امروز با هر بشکه نفت ۱۱۰ دلار و قیمت یک‌ مگاوات ساعت گاز که در اروپا از ۲۰۰ یورو فراتر رفته، اثرات نامطلوبی بر جوامع اروپایی خواهد گذاشت. صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده، جهش قیمت‌ها در سراسر جهان بویژه بر سفره خانوارهای کم‌‌‌درآمدی که هزینه‌‌‌های غذا و انرژی سهم بیشتری از متوسط بودجه آنها را تشکیل می‌دهد، تاثیر خواهد گذاشت. علاوه بر قیمت انرژی، قیمت گندم و ذرت نیز در حال انفجار است. زیرا اوکراین تامین‌‌‌‌‌‌کننده مهم مواد خام کشاورزی به دیگر کشورها خصوصا اروپا و آسیا و حتی ایران است. امروز شرکت‌های تولیدکننده مواد معدنی و حتی در کل زنجیره تولید در بحبوحه جنگ اوکراین و روسیه از افزایش قیمت‌ها سود می‌‌‌برند اما همزمان به‌سرعت با تورم بالقوه زیادی مواجه خواهند شد که می‌‌‌تواند به تقاضای کوتاه‌‌‌مدت ضربه بزند و برنامه‌‌‌های توسعه آنها را کاهش دهد. اوکراین یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ‌آهن جهان (دومین کشور به لحاظ ذخایر سنگ‌آهن دنیا) است و با توجه به تخریب گسترده زیرساخت‌‌‌ ها در اوکراین قطعا این کشور در آینده نزدیک نمی‌‌‌تواند به تعهدات در تامین صنایع فولادی به‌راحتی عمل کند. این فرصتی است برای ایران که بخشی از بازارهای این کشور را با توجه به تولید مازاد تصاحب کند. همچنین فرصتی برای توسعه صنایع فولادی ایران است. به‌‌‌رغم اینکه عمده صادرات اوکراین به اروپا بود، قطعا بیشترین لطمه به فولادسازهای اروپایی وارد خواهد شد. این در حالی است که سیاست‌‌‌های امروز، قطعا می‌‌‌تواند برای توسعه صنعت معدنکاری داخلی به دلیل محدود کردن صادرات مواد معدنی بازدارنده باشد. باید با استفاده از فرصت پیش‌‌‌آمده از مناقشات بین اروپا و روسیه، سریعا استراتژی‌‌‌ها را در بخش معدن از اکتشاف، استخراج، فرآوری و بازار به نحوی تعریف کرد که بتوان سهم را در صادرات افزایش داد و علاوه بر توسعه این بخش استراتژیک در صنعت در تامین نیازهای ارزی نیز سهم بیشتری داشت.