• ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۰۷:۰۴:۲۲

    سهام مردم. سرمایه مردم. سفره مردم. اجاره خانه مردم. هزینه زندگی مردم. سلامت مردم. پس‌‌‌انداز مردم و در کل، کلمه مردم در پیش یا پس کلمه‌‌‌ای دیگر، جزو اصلی نوشته‌‌‌های این روزهاست. اگر از مردم نوشتن، زمانی مختص به گروه یا افرادی متعدد بود، اگر تا پیش از این روزها، خبرنگاران و فعالان رسانه‌‌‌ای از دغدغه‌‌‌های مردم می‌‌‌نوشتند اما حالا چند وقتی می‌شود که از فعال و کارشناس حوزه‌‌‌های اقتصاد و بورس تا مسوول و نماینده مجلس و فعال سیاسی چه چپ و چه راست، از مردم می‌‌‌نویسند. اما تفاوت نگاه در پرداختن به مساله مردم و دغدغه‌‌‌های آنها در میان نوشته‌‌‌های کاربران به چشم می‌‌‌خورد که هرکس در حوزه فعالیت خود و مسائلی که با آن بعضا روبه‌رو است به آنها می‌‌‌پردازد؛ فعالان سیاسی و رسانه‌‌‌ای از مردم اینطور می‌‌‌نویسند که حق‌‌‌شان است حقوق شهروندی داشته باشند و مانند اغلب شهروندان دنیا از حداقل‌‌‌ها برخوردار باشند و یک زندگی بی‌دردسر داشته باشند. آنها همچنین درباره وجود سم و کود شیمیایی در محصولات کشاورزی مورد استفاده مردم، آلودگی هوا و مازوت‌‌‌سوزی و مسائلی از این دست هم نوشته‌‌‌هایی در صفحه‌‌‌هایشان منتشر می‌کنند. فعالان اقتصادی در نوشته‌‌‌هایشان مردم را در کنار پسوند و پیشوند‌‌‌های اجاره‌‌‌خانه، ارز ۴۲۰۰ تومانی و معیشت می‌‌‌گذارند. بعضی‌‌‌هایشان درباره بی‌معنا شدن پس‌‌‌انداز در کشور می‌‌‌نویسند و اینکه پول ملی ارزش خود را از دست داده و همه در حال تبدیل آن به ارز و کالا و ملک هستند هشدار می‌دهند. اما مساله اصلی که بیشتر در نوشته‌‌‌هایشان در طول روزهای گذشته دیده می‌شود، تورم و هشدار است. کلید واژه‌‌‌هایی که با استفاده از آن درباره تبعات افزایش تورم و هشدار بابت حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی روی زندگی مردم می‌‌‌نویسند. در میان نماینده‌‌‌های مجلس اما مساله به این شکل از مردم بیان می‌شود که باید دغدغه‌‌‌ها و مشکلات آنها رفع شود. تلاش‌‌‌ها ادامه‌دارند و بعضا تشکری هم از صبوری مردم مطرح می‌شود. در میان جمع توییتری فعالان و کارشناسان بورس، مردم پسوند و پیشوند سرمایه و پرتفو و آگاهی به خود می‌‌‌گیرند. این افراد در صفحه‌‌‌ها و نوشته‌‌‌هایشان درباره سرمایه مردم، لزوم عملی شدن وعده‌‌‌های مسوولان و حمایت آنها از بورس و سرمایه مردم می‌‌‌نویسند و البته در نوشته‌‌‌هایشان هم به مردم توصیه می‌کنند که با اطلاعات و دانش کافی سرمایه‌گذاری کنند یا به طور غیرمستقیم در بورس حضور پیدا کنند. آنها از برجام و تاثیر آن در سرمایه حاضر مردم در بورس می‌‌‌نویسند و گاهی ابراز امیدواری می‌کنند شرایطی ایجاد شود که امید و اعتماد از دست رفته اکثر مردم به بورس بازگردد که اینجا باز هم به مسوولان و سیاست‌هایشان رجوع می‌کنند. در میان کاربران عادی توییتر و آن‌‌‌ دسته‌‌‌ای که بی‌‌‌نام و نشان هستند اما دنبال‌‌‌کننده‌‌‌های زیادی دارند، بیشتر بیان تجربه‌‌‌ها و دل‌‌‌نگرانی‌ها بابت هزینه زندگی مردم مطرح است. این دسته از کاربران توییتر در صفحه‌‌‌هایشان با بیان قیمت خریدهایشان از داروخانه، سوپرمارکت و دیگر مراکز خرید، با افسوس از گذران زندگی کارگران و مردمی که قدرت خریدشان را در طی سال‌های گذشته از دست داده‌‌‌اند می‌‌‌نویسند. این نوشته‌‌‌ها در اینستاگرام هم دیده می‌شود؛ عکس فاکتور خریدها، منوی رستوران‌‌‌ها و کافه‌‌‌ها و حتی عکس تفاوت قیمت درج شده روی محصولات روزمره مورد استفاده مردم در فاصله زمانی یک هفته، در این شبکه اجتماعی دست به دست می‌شود. افرادی که این پست‌‌‌ها را منتشر می‌کنند در توضیح آنها درباره گرانی‌‌‌ها می‌‌‌نویسند و بعضا انتقادهایی را هم مطرح می‌کنند. همچنین در اینستاگرام روزبه‌روز به تعداد صفحه‌‌‌هایی که نوشته‌‌‌های اهالی توییتر را در این شبکه اجتماعی بازنشر می‌کنند اضافه می‌شود که اکثرا هم نوشته‌‌‌هایی با جنبه‌‌‌های انتقادی را مورد توجه و بازنشر قرار می‌دهند. با رصد صفحه‌‌‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند و به تازگی هم شروع به کار کرده‌‌‌اند، اینطور می‌توان نتیجه گرفت که اقبال کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام که تا مدت‌‌‌ها پیش به طرز چشمگیری محلی برای به نمایش گذاشتن سبک زندگی و سرگرمی بود، حالا به سمت موضوعات روزمره، خبرها و نوشته‌‌‌های انتقادی و دغدغه‌‌‌های مردم رفته است. نکته دیگر در این رابطه که باید مطرح شود، مساله‌‌‌ بازنشر پست‌‌‌های انتقادی، اخبار روزمره و مسائل و مشکلات معیشتی مردم در گروه‌‌‌های اینستاگرام است و افرادی با گرایش‌های مختلف که تا پیش از این به چشم سرگرمی به اینستاگرام نگاه می‌کردند، حالا پیگیر تمام اخبار و مسائل روزمره کشور در این شبکه اجتماعی هستند. در این میان صفحه‌‌‌های تولید محتوا در اینستاگرام به این مساله پی برده‌‌‌اند و دست به تولید محتواهایی در حوزه دغدغه مردم، مشکلات اقتصادی و معیشتی و... می‌‌‌زنند که با زبان و نگاه کاربران اینستاگرام همخوان‌تر است. برای مثال کلمه تورم در میان این پست‌‌‌ها که جامعه هدفشان افراد عادی در این شبکه اجتماعی است جایی ندارد و به جای آن از کلمه گرانی استفاده می‌شود. مقایسه قدرت خرید مردم ایران با مردم کشورهای همسایه به‌خصوص مردم کشورهای عربی، پرداختن به این موضوع که با فلان مقدار تومان تا پارسال چه چیزهایی می‌شد خریداری کرد و امروز چه چیزهایی می‌شود خریداری کرد و اینکه یک فرد خارجی برای یک ماه زندگی روزمره‌‌‌اش چه مقدار دلار خرج می‌کند و چه چیزهایی می‌تواند برای خورد و خوراک خود تهیه کند و در مقابل یک فرد ایرانی برای یک ماه چه میزان خرج می‌کند و چه می‌‌‌خرد، از جمله این تولید محتواها هستند. مساله دیگر در پرداختن به مردم که اتفاقا دیروز هم در شبکه اجتماعی توییتر و اینستاگرام مورد توجه قرار گرفت، اخذ مالیات از خودروهایی که لوکس نامیده می‌‌‌شوند، بود. طبق اعلام رئیس سازمان امور مالیاتی حدود ۵۵٠‌هزار خودرو مشمول مالیات شده‌‌‌اند که جمع مالیات محاسبه شده ۵۶٠٠‌میلیارد تومان است. این خبر تا حدودی صدای کاربران را درآورد و باعث شد که بار دیگر مساله اخذ عوارض خروج از کشور، جریمه‌‌‌های محدودیت‌های شبانه، طرح ترافیک، مالیات خانه‌‌‌های خالی و... در میان کاربران شبکه‌‌‌های اجتماعی و به‌خصوص توییتری‌‌‌ها مطرح شود. آنها با انتقاد از سیاست‌های اقتصادی به مساله‌ای اشاره می‌کردند که در گذشته هم به آن پرداخته بودند؛ دولت در شرایط فعلی برای رفع کسری بودجه خود، برای مدیریت کشور می‌‌‌خواهد از مردم پول بگیرد. پرداختن به این موضوع همچنین مساله بورس و دعوت مردم به این بازار سرمایه را تا حدودی مطرح کرد و تک‌وتوک افرادی در نوشته‌‌‌هایشان به این موضوع اشاره کردند که این کار فقط مختص به دولت سیزدهم نیست و دیگر دولت‌‌‌ها هم به روش‌های دیگر آن را انجام داده‌‌‌اند.